خاطرات روزانه
سلام گل قشنگم دیشب برای اولین بار به تنهایی 8 قدم برداشتی من که خودم از ذوق اشک تو چشمهام حلقه زده بود خاله هدی و مامانی و بابای و خاله هانی خیلی ذوق کردن ولی بابا محمد رضا سر کار بود تا شما رو ببینه از همه بیشتر خودت عزیزم دلم خوشحال بودی دوستت دارم خیلی زیاد خدایا در تمام مسیر زندگی پسر عزیز تر از جانم را حفظ و در پناه خودت نگه دار تا پله های ترقی را یکی پس از دیگری طی کند الهی آمین ...
نویسنده :
مامان قهرمان
9:12
اولین کلمه ها ....
ماما =مامان بابا=بابا دد=بیرون مم=شیر اپ=اب هان=خاله هانیه بیس=بیسکویت بیب=بوق زدن ناز=ناز کردن ...
نویسنده :
مامان قهرمان
2:56
تولد یکسالگی اقا رهام
سلام عشق مامان تولدت مبارک من و بابا محمد رضا از خدا برات عمر با عزت و سربلندی خواستاریم... یک سال از لحظه ای که برای اولین بار بغلت کردم گذشت و تو بزرگ شدی الان میتونی چهار دست پا راه بری بعضی از کلمه ها رو تلفظ کنی و من و بابا داریم از هر لحظه با تو بودن لذت میبریم امیدواریم که همیشه رو لبهای قشنگت لبخند باشه ...
نویسنده :
مامان قهرمان
2:50



